استفاده ابزاری از نام هاشمی برای رای آوری!

[ad_1]

پایگاه خبری انتخاب: حجت الاسلام والمسلمین محمدعلی زم نامه ای سرگشاده به محسن هاشمی نوشت.

جناب مهندس محسن هاشمي رفسنجاني

حدود يك ميليون و هشتصد هزار نفر از مردم تهران در آخرين انتخابات مجلس خبرگان به مرحوم پدربزرگوارتان رأي دادند، و به همان تعداد هم براي شوراي شهر تهران، به شما رأي دادند!!

با اين تفاوت كه در رأي به ايشان مي دانستند كه ايشان يك عضو معمولي اين مجلس خواهند بود و نخواهند گذاشت كه رياست خبرگان را عهده دار شوند!!

اما در مورد شما مردم به عنوان شهردار تهران شدنتان به شما رأي دادند!! اما اين روزها شاهد آنند كه گويا جريان ديگري به راه افتاده است كه حتي در ليست كانديداهاي شهرداري هم قرار نگرفته ايد و يا قرارتان نداده اند!!

تا اينجاي كار معلوم مي شود كه از نام بلند مرتبه آن آيت خدا و مرحوم پدر استفاده ابزاري شده و شما را سر ليست اصلاحات و يا به عبارتي زينت المجالس آن ليست كرده تا همراهتان گروهي كم و يا ناشناخته وارد ليست شوند!!

شايد اين بازي ها در عالم سياست عرف باشد، اما مباد عدول از تصميم پيشين نامگذاري يك خيابان فرعي و تغيير نام بزرگراه نيايش به نام آن بزرگمرد، حكايت از يك معامله و يا يك بازي سياسي پشت پرده به نام آن مرحوم و جلب رضايت شما به ازاي شهردارنكردنتان قلمداد شود.
اساساً تغيير نام عرفاني و معنادار كلمه اي همچون «نيايش» به همان اندازه زشت است كه تغيير نام يك خيابان پرت و فرعي و كوچك را به نام آن بزرگ پيشنهاد كردند!

و اساساً چه ضرورت و فوريتي در رابطه با چنين نامگذاري آن هم در آستانه تغيير شورا و همزماني آن با انتظار مردم براي واگذاري مسئوليت شهردار شدن به شما دارد؟!

آيا واقعاً گمان بر اين است كه، اين نامگذاري هاي معطوف به قدرت چيزي بر شخصيت الهي-مردمي مردان بزرگي چون هاشمي و هاشمي ها خواهد افزود؟

و يا جاري ساختن نام بزرگان فكري و علمي سببي براي انتشار و باور انديشه شان خواهد شد؟!

آن عزيز متفكر سفركرده همواره با چنين عوام زدگي ها و ظاهر و سطحي گرايي ها مخالف بود!!

اساساً چرا جريانات سياسي كشور(چه آنها كه منتسب به اصولگرايي و يا منتسب به اصلاح طلبي هستند) وقتي به قدرت مي رسند، راه تماميت خواهي و زياده طلبي را در تيول اقتدار خويش به كار مي گيرند و نمي گذارند مديريت اين كشور در طريق اعتدال گرايي قرار گيرد؟ چه اشكالي دارد اگر شما و حتي دو سه نفر ديگر از شورا بيرون بياييد و به جايتان چند نفر از اصولگراها بالا بيايند و وارد شورا شوند؟ آيا اين سعه صدر به گفتمان وحدت طلبي، تفاهم جويي و تعامل خواهي نزديكتر نيست!؟

اصلاً چه اشكالي داشت كه حضرت آقاي خاتمي از ابتدا در برابر زياده خواهي دوستان خود مي ايستاد و مي گفت من ليست بيش از ١٥-١٤ نفر را تأييد و تكرار نمي كنم!! تا تعدادي هم از بقيه جناح ها و از جمله مخالفان!! به شورا راه پيدا كنند؟!

ليستي كه مي توانست تلويحاً در بردارنده اين مهم باشد كه كسي كه بيشترين رأي مردمي را به دست آورد، در صورت تمايل بخواهد شهردار شود و در اين صورت نقش شورا در مرتبه تنفيذ رأي مردم، ارتقا بيابد. اگر چنين مي شد و در آينده چنين بشود، آيا شهروندان تهراني در همراهي با شهردار برگزيده خود، احساس احترام و مردم سالاري بيشتر و همراهي برتر و نوين تري نخواهند داشت؟  اگر جناب خاتمي، همان خاتمي نوآور نيستند كه مرامشان، تبديل دشمن به مخالف و مخالف به موافق بود و مگر راه پوياي انقلاب خميني كبير را جز در تحقق«همه با هم» بودن، مي جويند؟

[ad_2]

لینک منبع

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *