سرانه بیابان در ایران دو برابر میانگین جهانی است

[ad_1]

باشگاه خبرنگاران جوان: طی سال های اخیر گسترش فقر، کاهش درآمدهای اقتصادی جوامع محلی و افزایش مهاجرت به شهرها تاثیر بسزایی در گسترش بیابان های کشور داشته است.

طی سال های اخیر با قرار گرفتن ایران در کمربندی خشک و نیمه خشک با پدیده تخریب سرزمین و تغییر اقلیم روبرو هستیم.

  آمارها بیانگر آن است که رابطه ای بین مهاجرت و چالش های توسعه ای به ویژه پیامدهای تخریب محیط زیست، بی ثباتی های سیاسی، ناامنی غذایی و فقر قرار دارد.

طی سال های اخیر به دنبال پدیده شوم تغییر اقلیم، گسترش فقر، کاهش درآمد های اقتصادی جوامع محلی و افزایش مهاجرت به شهرها را شاهد بودیم.

 البته ناگفته نماند که مدیریت پایدار اراضی فرصت های زیادی در جهت درآمد زایی بخش هایی همانند کشاورزی و گردشگری فراهم می نماید که به همین خاطرشعار امسال در جهت مقابله با بیابان زایی(سرزمین ما، خانه ما، آینده ما) تاکیدی است بر نقش مهمی که حفظ حاصل خیزی اراضی می تواند در تغییر روند مهاجرت از سرزمین های در حال تخریب به سمت سرزمین های دارای ثبات و پایدار ایفا نماید.

 خداکرم جلالی رئیس سازمان جنگل ها، مراتع و آبخیزداری در گفتگو با خبرنگار صنعت،تجارت و کشاورزی با اشاره به آخرین وضعیت بیابان های کشور اظهار داشت: در کشور ما 3.14 میلیون هکتار جنگل،5.84 میلیون هکتار مرتع وجود دارد که در کنار آن 5.32 میلیون هکتار بیابان است.

وی با اشاره به اینکه سرانه بیابان در کشور ما دوبرابر میانگین جهانی است،افزود: سرانه بیابان در کشور ما 4 هزار و 300 مترمربع است درحالیکه در جهان این رقم 2 هزار متر مربع است.

جلالی با بیان اینکه 15 میلیون هکتار از عرصه های بیابانی تحت تاثیر فرسایش بادی است، گفت: براین اساس تا کنون در 3.2 میلیون هکتار کاشت جنگل در عرصه های بیابانی داشتیم.

وی با اشاره به اقدامات اساسی جهت ایمن سازی مراتع بیابانی بیان کرد: در 90 شهر،4 هزار و 300 روستا، 10 هزار کیلیومتر جاده بین شهری و راه آهن و 600 هزار هکتار اراضی در مقابله با بیابان زایی ایمن سازی شدند و تنها از 7 میلیون هکتار مناطق بیابانی باقی مانده 3 میلیون هکتار تولید گرد و غبار می نماید که انتظار می رود ظرف دو الی سه برنامه آینده بتوانیم میزان بیابان زایی را کنترل نماییم.

معاون وزیر جهاد کشاورزی با بیان اینکه فقرزدایی ارتباط مستقیمی با بیابان زایی دارد،عنوان کرد: با رویکرد مشارکت مردم و توانمند سازی جوامع محلی در قالب مدل های موفق می توان پدیده بیابان زایی را کنترل نمود.

رئیس سازمان جنگل ها، مراتع و آبخیزداری با اشاره به اینکه پدیده مشهود بیابان زایی زندگی مردم را مختل کرده، تصریح کرد: 80 تا 90درصد منشا ریزگردها خارجی است که از این میزان حدود 3 میلیون هکتار تولید گرد و غبار داریم که منطقه بحرانی ماست از این رو در برنامه ششم توسعه 5.1 میلیون هکتار از این کانون ها تحت کنترل در خواهد آمد.

 وی با اشاره به  میزان اعتبارات جهت مقابله با بیابان زایی تصریح کرد: در سال 96، اعتباراتی معادل 800 میلیارد تومان برای مقابله با ریزگردها در نظر گرفته شده تا در اقسام و روش های مختلف بتوانیم به مقابله با این پدیده بپردازیم.

راهکار اصلی مقابله با بیابان زایی چیست؟

عباس کارگر مدیر کل امور بیابان سازمان جنگل ها، مراتع و آبخیزداری در گفتگو با خبرنگارصنعت،تجارت و کشاورزی گفت: با هماهنگی کنوانسیون مقابله با بیابان زایی در سطح جهان برنامه های خوبی برای مقابله با این پدیده داریم.

وی افزود:  در جهت مقابله با بیابان زایی  درسه میلیون هکتار از مناطق بحران زا با همکاری سازمان بین الملل و 460 هزار هکتار در 8 استان با همکاری فائو اقداماتی صورت گرفته است.

به گفته کارگر با وجود آنکه 90 درصد منشا ریزگردها خارجی و بیرون مرزهاست از این رو لازم است که با افغانستان و دیگر کشورها همکاری داشته باشیم.

مدیر کل دفتر امور بیابان سازمان جنگل ها، مراتع و آبخیزداری تصریح کرد: از مجموع 8 میلیون هکتار مناطق بیابانی در 5.2 میلیون هکتار با مشارکت مردم اقدامات مقابله با بیابان زایی انجام شده است.

اجرای عملیات آبخیزداری امری مهم در کنترل بیابان زایی

 پرویز گرشاسبی معاون آبخیزداری، امور مراتع و بیابان سازمان جنگل ها، مراتع و آبخیزداری در گفتگو با خبرنگارصنعت،تجارت و کشاورزی  با اشاره به برنامه ششم توسعه جهت مقابله با بیابان زایی اظهار داشت: در برنامه ششم توسعه پیشنهاد 3 میلیون هکتار جهت مقابله با بیان زایی پیشنهاد شد که متاسفانه در زمان تصویب به یک میلیون و 240 هزار هکتار تقلیل یافت.

وی افزود: امسال  در سطحی حدود 247 هزار هکتار جهت مقابله با بیابان زایی، کنترل گرد و غبار صورت خواهد گرفت.

گرشاسبی با بیان اینکه 800 هزار میلیارد تومان  اعتبار جهت مقابله با بیابان زایی برای یک میلیون و 240 هزار هکتار در نظر گرفته شده است، گفت: همه ساله عملیات مقابله با بیابان زائی در سطح 600 هزار هکتار انجام می شد که با برنامه ششم فاصله 50 درصدی داریم.

معاون آبخیزداری، امور مراتع و بیابان تصریح کرد: یکی از راهکارهای اساسی جهت مقابله با بیابان زایی اجرای عملیات آبخیزداری است که این امر در سطح حدود 3 میلیون هکتار عملیاتی خواهد شد.

[ad_2]

لینک منبع

ترافیک شدید در پست هافبک دفاعی استقلال

[ad_1]

خبرآنلاین: سرمربی استقلال برای مدافع برزیلی پیشین تیمش جانشین پیدا کرد.

پیوستن رابسون جانواریو تا نیم فصل به استقلال منتفی شد و این باشگاه صبر خواهد کرد تا قرارداد رابسون با باشگاه برزیلی‌اش در نیم فصل به پایان رسیده و در آن مقطع با یک قیمت مناسب او را مجدد به خدمت بگیرد.

نکته قابل توجه اینکه علیرضا منصوریان حتی برای رابسون در خط دفاع تیمش تا نیم فصل جانشین مشخص کرده است. فرشید باقری گزینه مدنظر سرمربی استقلال برای پست دفاع میانی است که این روز‌ها در تمرینات آبی‌پوشان در خط دفاع این تیم به میدان می‌رود.

ترافیک شدید در پست هافبک دفاعی استقلال با حضور نفراتی چون امید ابراهیمی، امید نورافکن، روزبه چشمی باعث شده منصوریان باقری را به یک خط عقب‌تر بیاورد.

[ad_2]

لینک منبع

«رخشان بنی‌ اعتماد» هم به اسکار دعوت شد

[ad_1]

خبرگزاری ایسنا: رخشان بنی‌اعتماد به عنوان یکی از چند سینماگر ایرانی برای عضویت در آکادمی علوم و هنرهای سینمایی اسکار دعوت شد.

آکادمی علوم و هنرهای سینمایی اسکار که اخیرا 774 عضو جدید این نهاد سینمایی را در شاخه‌ها و از کشورهای گوناگون منتشر کرده، نام رخشان بنی‌اعتماد کارگردان و فیلمنامه‌نویس ایرانی را نیز در فهرست دعوت شدگان در شاخه نویسندگی قرار داده است.

لیلا حاتمی، گلشیفته فراهانی،‌ نازنین بنیادی، محمد رسول اف، هایده صفی یاری، محمدرضا دلپاک، بهمن قبادی، محسن موسوی و هنگامه پناهی نیز دیگر چهره‌های ایرانی هستند که امسال برای عضویت در آکادمی اسکار دعوت شده‌اند.

با اضافه شدن 774 عضو جدید، مجموع تعداد اعضای آکادمی اسکار به بیش از 7 هزار نفر رسید. اعضای جدید دعوت‌شده برای عضویت در آکادمی اسکار از ۵۴ کشور جهان هستند و امسال ۳۹ درصد از دعوت‌شدگان را زنان تشکیل می‌دهند.

[ad_2]

لینک منبع

یک پیشنهاد برای ارتقای جایگاه ایران FATF

[ad_1]

خبرگزاری ایرنا:  یک مدیر اسبق بانکی می گوید که برای ارتقای جایگاه ایران در گروه اقدام مالی(FATF) باید منشاء پول برای بانک ها شفاف شود.

«احمد حاتمی یزد» درباره بیانیه اخیر گروه اقدام مالی در تداوم تعلیق اقدام های متقابل علیه ایران بدون قید بازه زمانی اظهار داشت: بهبود جایگاه ایران در این نهاد نیازمند یک تصمیم راهبردی و خردمندانه است زیرا همه کشورها بجز ایران و کره شمالی با این نهاد همکاری دارند.

وی افزود: یک سنت قدیمی میان ایرانیان مبنی بر اینکه دوست ندارند کسی از کسب و کار آنها مطلع شود، سبب شده تا بخشی از فعالیت ها و درآمدهای اقتصادی در کشور شفاف نباشد و حتی برخی آمارهای غیررسمی از سهم یک سومی تجارت زیرزمینی و غیرشفاف در اقتصاد ایران خبر می دهند.

این کارشناس بانکی ادامه داد: در حالی که بسیاری از فعالان اقتصادی از ثبت همه فعالیت ها و درآمدهای خود با هدف فرار مالیاتی در دفاتر حسابداری خودداری می کنند که در کشورهای پیشرفته هر نوع درآمدی از جمله هبه، دستمزد و نظایر آن باید در این دفاتر ثبت شود وگرنه پول سیاه تلقی می شود که جرایم سنگینی را به دنبال دارد.

حاتمی یزد تاکید کرد: منظور از اجرای توصیه های گروه اقدام مالی این نیست که به این نهاد گزارش دهیم که چه مقرراتی را برای جرم انگاری پولشویی و تامین مالی تروریسم تصویب کرده ایم بلکه باید جابجایی پول را در کشور شفاف کنیم.

وی ادامه داد: باید نظام بانکی به شیوه ای عمل کند که منشاء هر پولی که در کشور جا به جا می شود، مشخص باشد و بانک بداند این درآمد از چه منبعی کسب شده و مقصد آن کجاست.

این کارشناس امور بانکی با بیان اینکه اعلام نکردن اطلاعات مربوط به کسب پول به مراجع ذی ربط به بخشی از فرهنگ اقتصادی مردم تبدیل شده است، گفت: باید مقررات مربوط به قوانین مبارزه با پولشویی و تامین مالی تروریسم تهیه و به طور کامل اجرا شود.

حاتمی یزد به اقدام های بانک مرکزی برای استقرار شفافیت در عملکرد نظام بانکی اشاره کرد و گفت: تهیه صورت های مالی بر اساس استانداردهای بین المللی گزارشگری مالی IFRS از جمله گام هایی بود که برای شفافیت در نظام بانکی برداشته شد.

وی افزود: خروج دارایی های موهوم از ترازنامه بانک ها از اقدام های اثرگذاری است که می تواند شفافیت را به نظام بانکی بازگرداند زیرا اگر این شفافیت وجود نداشته باشد، نمی توان انتظار داشت که بانک های خارجی با ایران همکاری داشته باشد.

این کارشناس بانکی در عین حال شفافیت در عملکرد نظام بانکی را بخش کوچکی از مقررات گروه اقدام مالی برشمرد و گفت: ماهیت اصلی توصیه های این نهاد، کنترل منشاء پول و مالک آن است.

حاتمی یزد با تاکید براینکه باید برای بانک روشن باشد که صاحب حساب و مالک پول کیست، گفت: در شرایطی که سهام شرکت ها در ایران به شکل «تو در تو» باشد و بانک نتواند مالک واقعی را شناسایی کند، نمی توان گفت که مقررات مربوط به مبارزه با پولشویی و تامین مالی تروریسم اجرایی شده است.

گروه بین المللی اقدام مالی (FATF) در نشست اخیر خود در والنسیای اسپانیا اعلام کرد که با توجه به پایبندی ایران به تعهدات خود برای شفاف سازی نظام پولی و بانکی، همچنان اقدام های تنبیهی علیه کشورمان را به حالت تعلیق نگه دارد.

این گروه تیر ماه پارسال و به دنبال اجرای برجام و نیز برخی اقدام های ایران در زمینه مبارزه با پولشویی و تامین مالی تروریسم، نام ایران را از فهرست کشورهایی که لازم است علیه آنها اقدام های متقابل اتخاذ شود برای مدت یک سال تعلیق کرده بود.

در بیانیه جدید این گروه که بامداد شنبه (سوم تیر) منتشر شد، هرچند هنوز سطح همکاری ایران با آن به سطح کشورهای همکار بهبود نیافت اما مدت زمان مشخصی برای تعلیق اقدام های متقابل اعضا علیه ایران اعلام نشده که خود گام مثبتی در تعامل ایران با نظام بانکی بین الملل به شمار می آید.

با این رأی، تلاش رژیم صهیونیستی و آمریکا برای ارائه تصویری منفی از کشورمان ناکام ماند؛ آنها قصد داشتند با لابی سنگین اقدامات تقابلی علیه ایران از سر گرفته شود.

همچنین با حذف قید زمان که با همکاری و تلاش دستگاه دیپلماسی کشورمان و دستگاه های اقتصادی مرتبط اعم از وزارت امور اقتصادی و دارایی و بانک مرکزی حاصل شد، نظام تنبیهی FATF علیه ایران خنثی شد.

نکته قابل تامل دیگر بیانیه FATF این است که این گروه مالی اقدام های ایران در زمینه مبارزه با پولشویی و تامین مالی تروریسم را تایید و از تعامل خوب ایران تشکر کرده است.

گروه اقدام مالی (Financial Action Task Force) یا همان FATF در سال 1989 میلادی از سوی کشورهای گروه 7 شکل گرفت و یک گروه بین دولتی است که هدف توسعه و پیشرفت واکنش بین المللی نسبت به پولشویی را دنبال می کند.

پس از واقعه یازدهم سپتامبر 2001 میلادی، مساله تامین مالی تروریسم به عنوان مسیری تازه برای این سازمان مطرح و این موضوع به عنوان یک ماموریت جدید به آنها محول شد.

در سال 2008، مساله تامین مالی فعالیت های اشاعه ای و تسلیحات کشتار جمعی شیمیایی و اتمی به عنوان دیگر ماموریت های این گروه در فهرست کارشناسی های FATF قرار گرفت.

بنابراین کارکرد کنونی آن، وضع استانداردهایی برای مقابله با پولشویی، تامین مالی تروریسم و سایر جرایمی است که سلامت نظام مالی را تهدید می کند.

گروه ویژه اقدام مالی تلاش می کند اجرای این استانداردها در کشورها را افزایش دهد و همکاری بین المللی برای مبارزه با سوء استفاده از بنگاه های اقتصادی و نظام مالی و ارتکاب جرایم یادشده را تشویق کند.

[ad_2]

لینک منبع

فردین خلعتبری: پاپ سبک نیست

[ad_1]

روزنامه شرق – سمیه قاضی‌زاده: این شاید چهارمین یا پنجمین‌باری است که در پانزده سال گذشته با فردین خلعتبری به گفت‌وگو نشسته‌ام، گفت‌وگوهایی که هر بار با موضوعی بوده؛ یک‌بار موسیقی فیلم و سریال‌های تلویزیونی که کار کرده، یک بار موسیقی تئاتر، بار دیگر درباره آلبومش و غیره. اما نکته قابل توجه درباره خلعتبری این است که او در هیچ‌کدام از این گفت‌وگوها دقیقا همان فردی نبوده است که سال‌ها قبل و بارهای قبل سراغش رفته‌ای، هر بار انبوهی تجربیات و ادراک‌ها به وجودش اضافه شده، کلی چیزها دیده و شنیده و زندگی‌اش را می‌شود در خلال حرف‌هایش جست‌وجو کرد و دید که هرگز شبیه قبل نبوده است.

 

فردین خلعتبری با فلسفه همنشین است و این مزیت بزرگی است برای موسیقی‌دانی که یکجانشین نیست و دوست دارد به همه جا سرک بکشد. اما فلسفه‌ای که او با آن زندگی می‌کند پویاست، این پویایی به او کمک کرده تا تجربیات متعدد را سپری کند. این‌بار که به سراغ او رفتم او از اغلب فعالیت‌ها و تجربه‌های سال اخیرش، همین‌طور زاویه دیدش به موسیقی و مباحث ابتدایی و غایی این حوزه از هنر در ایران صحبت کرد.

 

پاپ سبک نیست

به نظر می‌رسد در زمانه‌ای زندگی می‌کنیم که هرکسی بخواهد راهش را پیدا کند، می‌تواند. چون دنیا آن‌قدر بزرگ است که برای افراد و سلیقه‌های مختلف جا هست.

نگرانی‌ام از همین بزرگ بودنش است. همین باعث می‌شود کسانی که واقعا پیرو یک مسیر درست هستند، از دایره توجه خارج شوند و مردم فقط به دنبال آدم‌های برند باشند و آنها را دنبال کنند. انبوه تولید باعث می‌شود آثار سره نادیده گرفته شوند. در یکی از جشنواره‌ها به‌عنوان داور حضور داشتم و با اثری برخورد کردم که به نظرم خیلی درخشان آمد؛ اما سایر هیئت داوران به آن بی‌توجه بودند، چون اسم یک استاد شناخته شده پشت این اثر نبود. بعد از تحقیق متوجه شدیم که آفریننده این اثر رئیس دپارتمان آهنگ‌سازی مدرن یکی از آکادمی‌های بسیار معروف دنیاست. این افراد هستند که به این جوایز اعتبار می‌دهند. اما به‌راحتی چند استاد موسیقی می‌توانند از یک اثر درخشان موسیقی غافل شوند و این فقط به دلیل انبوه اطلاعات است. اروپایی‌ها سازمان‌ها و گروه‌هایی برای تشخیص اورجینالیته دارند.

البته مفهوم اورجینالیته سال‌هاست که زیر سؤال است…

بله اما یک سیستم خیلی ساده می‌تواند کپی را تشخیص دهد. در هنر، سبک، جریان اورجینال را زیر سؤال می‌برد، اما نمی‌توانیم بگوییم فرم‌های کلاسیک باعث می‌شوند ابداعات آهنگ‌سازان تاریخ موسیقی تحت‌تأثیر قرار بگیرد. در دانشگاه‌های معتبر دنیا، دانشجویان بسیار خوبی داریم که فرم را می‌شناسند و موسیقی‌های خوبی می‌سازند، ولی در همین مرحله متوقف می‌شوند چون مرحله بعد عبور از فرم است. نه به معنای ساختارشکنی، بلکه به این صورت که فرم را دستاویز رسیدن به چیزی نو کنیم.

شما از معدود هنرمندانی هستید که یکجانشین نیستید. موسیقی فیلم، کنسرت گذاشتن، رهبری ارکستر کلاسیک، موسیقی مینی‌مال و… حوزه‌هایی است که به آنها خیلی وفادار نبودید، بلکه همه را تجربه کردید و مخاطبانتان را هم داشتید. درعین‌حال می‌شود در تمام این حوزه‌ها امضایتان را پیدا کرد…

دوست ندارم خیلی درباره خودم صحبت کنم چون به‌راحتی می‌شود به‌عنوان تعریف‌کردن از خود تلقی شود. همچنین دایره موسیقی با حرف‌زدن چندان نسبتی ندارد. در تاریخ موسیقی، حتی موسیقی معاصر ایران، بعدها اتفاقات تحلیل شده‌اند و اگر هم ارزشمندتر بوده‌اند، بیشتر تحلیل شده‌اند. اما در تاریخ موسیقی ما، مثل تاریخ سیاسی و اقتصادی و غیره، انقطاع وجود دارد. دلایل این انقطاع، قصد و غرض عده‌ای و وجودنداشتن درایت و فرزانگی است. وقتی می‌خواهیم به تاریخ رجوع کنیم، به دنبال نقاط مثبت خودمان هستیم؛ درحالی‌که اگر تیرگی‌ها و تاریکی‌ها را دریابیم، می‌توانیم تیرگی‌های امروز را برطرف کنیم. همان‌طوری که ماده از بین نمی‌رود، معنا هم از بین نمی‌رود. بخشی از آثارم ریشه‌های آکادمیک و نگاهی به تاریخ موسیقی دارد و بخش دیگر سلیقه امروزم و تأثیری است که از محیط اطرافم می‌گیرم.

 

شاید از بیرون این عدم پایبندی در یک نوع موسیقی یا یک رفتار مشابه و همیشگی و عبور و پریدن، تعبیر به عدم تمرکز شود، اما یکی از جلوه‌های تمرکز، احاطه و دریافت محیط پیرامون است. محیط پیرامون روزبه‌روز تغییر می‌کند و اگر ما در یک نقطه تمرکز کنیم و بمانیم، کلاسیکی را به وجود می‌آوریم که عبوس است. اما این‌جا مسئله مطابق مد روز بودن مطرح می‌شود. آنچه می‌گویم به معنای مد روز بودن نیست. خیلی از انواع موسیقی را در خودم نمی‌بینم؛ بدون اینکه بخواهم سازندگان آن موسیقی‌ها را سرزنش کنم. در آنها چیزی از نوآوری نمی‌بینم. پاپ سبک نیست. پاپ هر چیزی است که ممکن است امروز مورد توجه مردم قرار بگیرد. از این بابت که چیز نویی در کار پاپ پیدا نمی‌کنم، دوست ندارم این مسیر را دنبال کنم. موسیقی‌های مختلفی که در این زمینه می‌آید هم گوش می‌کنم، اما دریغ از یک حرکت ملودی یا یک رنگ صوتی ویژه که آدم را ترغیب به توجه کند.

شاید هم نگاهتان کمی تحت‌تأثیر نگاه خشک کلاسیک است.

این‌طور نیست. به خاطر همین نمی‌گویم اصلا وجود ندارد، اما خیلی نادر است. در موسیقی پاپ ایرانی، زمانی یک‌سری آهنگ‌ساز خوب داشتیم که ارکستراسیون و آکوردهای خوب و غیره استفاده می‌کردند. اما الان همه یا کپی از موسیقی عربی و ترکیه‌ای است یا غربی.

اما الان هم بسیاری از خواننده‌های موسیقی سنتی و حتی ملی، مخالف این نیستند که هر از گاهی وارد حوزه پاپ شوند. عامه مردم هم به آن موسیقی‌ها توجه می‌کنند.

اگر سراغ فرمول‌های پاپ بروید، اشکال را آنجا پیدا می‌کنید. یک اثر هنری دو روش برای عرضه‌شدن دارد؛ یا بر مبنای باور مخاطب حرکت می‌کند یا آن باور را می‌شکند. وقتی می‌خواهید بر مبنای باور حرکت کنید، وارد دایره بدیهیات می‌شوید. بدیهی‌بودن بد نیست؛ ولی برای انسان فرزانه، چالش‌برانگیز نیست. بخش دیگر بازی‌کردن با این بدیهیات است. فرم‌های کلاسیک این کار را می‌کنند؛ مثلا فرم سونات که قبلا با آن می‌رقصیدند، متعلق به دروه اشرافیت و کلاسیک است؛ اما چون نمی‌خواهد چیزی را بشکند، ساده‌باوری به وجود می‌آورد و بعدها این فرم پیچیده‌تر می‌شوند و به دوتایی و سه‌تایی و روندو می‌رسد. اینها بازی‌کردن با باورها و پذیرش مردم بوده است.

 

در موسیقی ایران خودمان، در دوره قاجار، بعد از درویش‌خان و پیش‌درآمد و تکمیل‌شدن ردیف موسیقی توسط استادان، بر اثر تکرار و مرور زمان و تجربه موسیقی نواحی، فرم موسیقی ایرانی به وجود آمد؛ مثلا درآمد و آواز و گوشه‌های آوازی و رنگ و تصنیف و فرود و رنگ دیگر به‌ترتیب پشت‌سر هم قرار گرفتند. مردم اینها را می‌شناختند و این باعث می‌شد استاد از غیراستاد تشخیص داده شود؛ اما روح تغییردهنده همیشه در آدم وجود دارد و همیشه دوست دارد قالب‌ها را بشکند. مقدمه این نوگرایی این است که انسان به کنجکاوی خود بها دهد و در این زمان است که دیگر نمی‌توانی در فرم کلاسیک بمانی و در جاهای مختلف سرک می‌کشی؛ اما آدم فرزانه به‌دنبال این کنجکاوی همه پایه‌های قبلی را از بین نمی‌برد و نابود نمی‌کند.

 

پارافرمیشن می‌کند یعنی فرای این فرم‌ها حرکت‌های دیگری می‌کند؛ اما اگر این آدم فرزانه و نوگرا نباشد ولی بخواهد بماند، باید فرم‌ها و موقعیت‌های گذشته را تکرار کند و براساس باور و خواسته مردم حرکت کند و تغییری ایجاد نکند، چون این کار را بلد نیست و در این شرایط است که موقعیتی به وجود می‌آید که به آن می‌گویم «پاپ».

 

پاپ سبک نیست 

با همین تعریف از موسیقی پاپ، سریال برای عامه مردم ساخته می‌شود و برای آن موسیقی می‌سازند که برای همان بیننده‌ها ساخته شده. ازآنجایی‌که شما این کار را انجام می‌دهید، می‌شود گفت خودتان هم موسیقی پاپ کار می‌کنید.

اینجا سؤال به وجود می‌آید که آیا موسیقی پاپ، آرت هم هست یا نیست و به «پاپ‌آرت» می‌رسیم؛ کسانی که پاپ‌آرت کار می‌کنند، به بازار توجه دارند؛ اما بازاری نیستند. آنچه در آن تغییر ایجاد نمی‌شود، پاپ‌آرت نیست بلکه پاپ است. کسی که کار کلاسیک می‌کند هم الزاما آرتیست نیست، آرتیست کسی است که در هر حوزه‌ای دنبال تغییرکردن و نوشدن است. این نوشدن می‌تواند این‌طور باشد که در این قالب یک چیز نو پیدا می‌کند یا اینکه کلاژ انجام می‌دهد. کسی که برای اولین‌بار این کار را می‌کند، صاحب یک جریان هنری و یک آرتیست است؛ اما کسی که تکرارش می‌کند، فقط یک مجری است. جریانی که راجع‌به آن صحبت می‌کنیم، با کسانی که تغییر ایجاد می‌کنند شروع می‌شود و با کسانی که تقلید می‌کنند ادامه پیدا می‌کند.

در این زمینه می‌شود به یکی از کارهای خودتان اشاره کنم به نام «شب دهم» که از آن شاخصه‌های تاریخی است که سلیقه مردم را در همان چیزهایی که دوست دارند بشنوند ارتقا داد.

این یکی از همان کلاژکردن‌هاست، «شب دهم» به‌لحاظ قصه یک پدیده پاپیولار است. در موسیقی مثل کسی که ترکیب موسیقی انجام می‌دهد و قواعد ارکستراسیون، کنتراست و داینامیک خاصی را دنبال می‌کند، عمل کردم. خیلی هم معتقد نیستم آن اتفاق، آرتیستیک و عجیب‌وغریب است. فقط اقدامی است برای اینکه پذیرش و عادت مردم را کمی تغییر دهد. هیچ‌وقت احساس نکردم کار نویی انجام می‌دهم، چون جاهای دیگری هم اتفاق افتاده و من فقط بزنگاهی برای انجام آن پیدا کردم. می‌توانم بگویم خوش‌به‌حالم شده که حسن فتحی چنین سریالی ساخته و با استقبال مردم روبه‌رو شده و برایم فرصتی فراهم شد که آواز کلاسیک ایرانی را در نقطه اوج دراماتیک انجام دهم و بعد حسن فتحی به‌طور هوشمندانه‌ای فیکس‌فریم انجام می‌دهد که تلفیق تئاتر و سینماست و این آواز به آن خیلی کمک می‌کند. این یک بزنگاه است اما می‌شود در یک بستر پاپیولار کارهایی کرد که با شرایط عمومی مقداری فاصله داشته باشد.

در آثار شما مثل کارهایی که با آقای محمد رحمانیان انجام دادید، این مصداق دارد که مرکز توجه عموم عوض می‌شود…

جنس کارم با ایشان همیشه متفاوت بوده. از کسانی که فیلم «گبه» را ساختند، شنیدم که می‌گفتند گبه‌بافان می‌گویند اگر پرنده‌ای از بالای سرم رد شود، آن را می‌گیرم و در گبه‌ای که می‌بافم می‌گنجانم. این تعبیر هنرمندانه‌ای است که مد نظر دارم. رفتارهایم را از جایی دریافت می‌کنم. اینکه حاضر باشی به زمان خودت و به خودت در آن زمان بها بدهی و آنچه را به نظر به‌موقع و به‌اندازه است، به وجود بیاوری، شروع هنرمندانه‌ای است؛ اما اگر این یک قالب عمده شود، از آن دور شده‌ایم.

پس به‌همین‌دلیل است که در یک قالب نمی‌مانید.

وقتی سرسلسله‌های موسیقی، ادبیات، نقاشی و مجسمه‌سازی کلاسیک را می‌جوییم، به تعداد انگشتان دست می‌رسیم؛ برای مثال می‌گوییم باخ، موتزارت، بتهوون و مالر و در قرن بیستم وبرن و شوئنبرگ. بعد دوره طولانی زدگی از اینها، دوباره رجوعی داریم که پست‌مدرنیسم و پست‌رمانتیسم از اینجا نشئت می‌گیرد. بعد دوباره دوره زدگی از زیاده‌گویی است که سعی می‌کنیم خودمان را ساده کنیم که در فرم‌های معماری و نقاشی هم به مینی‌مالیسم می‌رسیم. در موسیقی جدی هم این اتفاق می‌افتد و نتیجه‌اش کسی مثل «فیلیپ گلس» می‌شود که بسیار تأثیرگذار بود.

 

وقتی اثر هنرمند این دوره را می‌بینید، آن را با پیچیدگی‌های دوره‌های رمانتیک و امپرسیونیسم مقایسه می‌کنید و اولین مواجهه‌تان این است که چقدر ساده است. بعد می‌بینید که با همه سادگی‌اش روح آدم را درگیر می‌کند. می‌بینیم که تزئینات دوره کلاسیک رنگ می‌بازد، در قرن بیست‌و‌یکم به‌ سادگی می‌رسیم که تأثیرگذار است. بسیاری از موسیقی‌دانان هستند که به ظاهر ساده هستند؛ ولی نهایت تأثیر را می‌گذارند. این بحث را به عباس کیارستمی ارجاع می‌دهم. کسانی که خیلی به دنبال فیلم‌های کلاسیک هستند، فیلم‌هایش را ساده می‌بینند؛ اما در دوره ٣٠‌ساله، می‌توانید او را در میان کسانی بیابید که روی سینما تأثیر گذاشته‌اند.

این اتفاقی است که درباره پیکاسو و نیما یوشیج و خیلی‌ها افتاده است.

پیکاسو با مدرنیست‌های موسیقی مثل وبرن و شوئنبرگ قابل مقایسه است. آن‌ موقع‌ها سینما هنوز به این حد نرسیده بود.

منظور ساختارهایی است که تجربه کرده بودند و مثلا خطوط صافی که پیکاسو می‌کشید، به همان سادگی که دیده می‌شد، نبود؛ بلکه مسیر خیلی زیادی پشت آن بود.

چیزی که از کیارستمی یاد گرفتم، این بود که وقتی می‌خواست چیزی را به باور کسی برساند، از راه آن آدم وارد می‌شد. درباره نیما می‌شود گفت که مکتشف بزرگی بود. وقتی راجع به فرم صحبت می‌کند، می‌گوید این کارها را از مدل شعر سیلابی فرانسوی اقتباس کرده‌ام. از‌آنجایی‌که ماقبل خودش را خیلی خوب می‌شناسد، از پسِ این کار به خوبی برمی‌آید. یکی از عوامل پیروزی نیما، مقاومتی بود که کلاسیسیست‌ها در مقابلش می‌کردند. اتفاقاتی که بعد از او در شعر می‌افتد، این است که از شعر سیلابی به منظومه‌های غیرمتقارن می‌رسیم و در انتها شعر سپید اتفاق می‌افتد که برخلاف سادگی ظاهرش، خیلی سخت است. شاعر شعر سپید، باید بیشترین توجه را به ظرفیت معانی کلمات بکند.

 

با اینکه به نظر صنعت نمی‌آید؛ اما اوج صنعت است که با ازدست‌دادن امکانات شاعرانه مثل تقارن و قافیه، همان احساس شاعرانه را به وجود بیاورید. دوره‌ای که در آن زندگی می‌کنیم، بسیار پیچیده و سخت است. حتی جوایزی که سینمای ایرانی به وسیله کیارستمی کسب کرده، مانع از شناخت دقیق از او می‌شود؛ چون این سوءتفاهم را ایجاد می‌کند که جایزه باعث مطرح‌شدن او شده؛ درحالی‌که آدم‌هایی که تحت‌ تأثیر او بودند، آدم‌هایی نبودند که جایزه برایشان تعیین‌کننده باشد؛ مثل گُدار و کوروساوا. در کشور خودمان ایرج کریمی کسی بود که خیلی پیش‌ترها درباره کیارستمی کتاب نوشته بود. به کیارستمی گفتم خیلی‌ها هستند که معتقدند این جوایز نتیجه پرزنتیشن یک عده است.

 

او گفت اعتبار من از آنها بیشتر است. زمان خیلی چیزها را روشن می‌کند. برای مثال باخ در زمان خودش یک نوازنده مثل خیلی‌های دیگر بود؛ ولی صد سال بعد از مرگش مندلسون او را کشف می‌کند و به لحاظ فرم بررسی می‌کند. این هم دردناک است و هم امیدوارکننده. چون به این نتیجه می‌رسیم که برای کارمان اعتبار قائل باشیم، نه برای اتفاقی که الان برایش می‌افتد. همین‌طور صبر نکنیم که در دوره حضورمان اتفاق بزرگی بیفتد و اگر این اتفاق افتاد، بیشتر از حدی به آن اعتبار ندهیم و از آن طرف آن را بی‌اهمیت نشماریم. قضاوت عادلانه نسبت به سرنوشت هنرمند سخت است.

 

یکی از خاصیت‌های هنر این است که مخاطب خودش را تغییر شکل می‌دهد. اگر تغییر شکل ندهد، می‌شود کارشناس. ضمن اینکه بسیاری از کارشناسان با نگاهی سفت‌و‌سخت اثر را بررسی می‌کنند. این باعث می‌شود وجه شاعرانه هنر از بین برود. وقتی می‌توانید چیزی را نقد منصفانه کنید که بخشی از وجود تأثیرپذیرفته‌ات را در نقد بیاوری. در غیراین‌صورت نقدمان قیاسی می‌شود با آنچه قبل از این اثر وجود داشته. می‌شود در نقد منصفانه ارجاعاتی به قبل وجود داشته باشد؛ اما وقتی کامل می‌شود که روح منتقد انحناهای هنر را درک کرده باشد و بتواند با همان وجه شاعرانه به آن بپردازد. به‌همین‌دلیل بهترین نقدهای هنری نقدهای شاعرانه بوده‌اند.

 

پاپ سبک نیست 

بر موسیقی و عوالم کارتان چه چیزهایی بیشترین تأثیر را می‌گذارد؟ مثلا کتاب یا ترانه یا آثار آهنگ‌سازان دیگر تأثیر می‌گذارند یا فضای محیط اجتماعی یا درونیات و خواسته‌هایتان؟

هر پدیده‌ای برای اینکه وجود داشته باشد و ادامه پیدا کند، نیاز به دو بخش داینامیک و استاتیک دارد. من این دو را از هم جدا نمی‌کنم. ما یک استراکچر شخصی و یک رفلکس نسبت به بیرون داریم. در یک ساختمان نقشه و مصالح همان استاتیک هستند و این که باد و باران پنجره‌اش را کثیف می‌کنند یا آدم‌ها در آن رفت‌وآمد می‌کنند، داینامیک هستند. زندگی روزمره انسان را تحت‌ تأثیر عواطف مختلف قرار می‌دهد. کتاب‌خواندن، فیلم‌دیدن، با دوستان ارزشمند معاشرت‌داشتن، دوست‌داشتن دیگران و همین زندگی روزمره شامل کارکردن و تهیه غذا، همه آدم را تحت‌ تأثیر قرار می‌دهند. هرچه اعتبار فلسفی هنرمند کم شود، از دایره نوبودن خارج می‌شود. سعی می‌کنم بهانه داشته باشم که بدون ازدست‌دادن استاتیک، جریان داینامیک را افزون کنم.

جریانی که برای خلوت ذهن‌تان انتخاب می‌کنید، چیست؟ مثلا چه موسیقی یا کتاب‌هایی در آن جا دارد؟

اول لازم است هنرمند خودش را مجموعه‌ای از طبیعت، آدم‌ها، خود انسان و کائنات بداند. اگر از یکی از اینها غافل شویم، یکی از ابعاد چهارگانه را از دست داده‌ایم و از نظام فلسفی خودمان دور شده‌ایم. رابطه من با من، خیلی مهم است و براساس این است که روابط دیگر تعریف می‌شود. اول سعی می‌کنم کاری را که انجام می‌دهم، دوست داشته باشم. بعد به این فکر می‌کنم که عمرم را به بطالت نگذرانم. بخشی از آفرینش‌ها تحت ‌تأثیر سفارش‌ها است. بعضی از سفارش‌دهندگان یک کار قالبی و کلیشه‌ای می‌خواهند. وقتی قراردادی می‌بندم، اول سعی می‌کنم روح حاکم بر اثر کارگردان را پیدا کنم و آن هم زمانی است که روح کارگردان را درک کنم. وقتی کسی روح کارگردان را می‌کاود و سعی می‌کند پرده‌ای را کنار بزند تا کشف کند، ممکن است از راه کلیشه وارد نشود و هم خودش را حفظ کند و هم افکار دیگری را به نمایش بگذارد. آن‌موقع است که می‌شود امیدوار بود که دایره مخاطبان گسترش پیدا کند.

کمی راجع به پروژه «کافه‌های تهران» و گروه «ذاستا» توضیح دهید.

در گروه ذاستا که بیش از دو سال از تشکیل آن می‌گذرد، من هم یک عضو هستم نه سرپرست. مجموعه‌ای از نوازنده، یک آهنگ‌ساز، یک طراح هنری، صدابردار و… است که تصمیم می‌گیریم کاری را شروع کنیم؛ گاهی براساس یک سفارش و گاهی براساس طرحی از یکی از بچه‌ها؛ در این مدت چند موسیقی فیلم و سریال کار کردیم، با علیرضا قربانی یک کنسرت دادیم، از کارهایی که مشترکا داشتیم، پروژه‌ای به نام «چهار فصل باغ ایرانی» و پروژه دیگری به نام «کافه‌های تهران» هم داشتیم.

برنامه‌هایتان برای سال جاری چیست؟

ادامه «کافه‌های تهران» است که سه، چهار تا کافه هنوز مانده. به‌زودی «چهار فصل باغ ایرانی» منتشر می‌شود و بعد باید کارهای دیگر منتشر شوند. برای پروژه «کافه‌های تهران» در کافه‌های مختلف پرفورمنس داشتیم که عطش کنسرت‌دادن را برایمان کم کرده. این اتفاق خیلی خوبی بود چون فکر کردیم آدم‌های کتاب‌خوان را می‌شود در کافه‌ها پیدا کرد. روحیات و عکس‌العمل‌هایی که در کافه‌ها از مردم گرفتیم خیلی برایم خوشایند و جالب بود. گرایش این کارها مینی‌مال و جَز است. ازآنجایی‌که این موسیقی را بدون بداهه‌نوازی و با وجود برنامه‌ریزی پیش بردیم و گروه خیلی خوبی داریم که می‌توانند اجراهای خوبی ارائه دهند، برایم تجربه خیلی جالبی بود و مایه خوشبختی بود.

[ad_2]

لینک منبع

راهکار کاهش عوارض بارداری

[ad_1]

خبرگزاری مهر: کیپروس نیکولایدز، سرپرست تیم تحقیق در بیمارستان کالج کینگ لندن، در این باره می گوید: «پره اکلامپسی یکی از جدی ترین عوارض بارداری است که ریسک بالای مرگ را برای مادر و نوزاد به همراه دارد.»

اما وی تاکید می کند که این شرایط تا حد زیادی قابل پیشگیری است. عارضه پره اکلامپسی با افزایش فشارخون در طول بارداری همراه است.

در مطالعه جدید، دوز ۱۵۰ میلیگرم آسپرین در روز بررسی شد. در حالیکه در مطالعات قبلی از دوز آسپرین بچه ۸۱ میلیگرم استفاده شده بود.

به گفته نیکولایدز، در مطالعات قبلی با مصرف آسپرین بچه ریسک بروز پره اکلامپسی حدود ۱۰ درصد کاهش یافته بود. اما در جدیدترین مطالعه در مورد تاثیر مصرف آسپرین با دوز بالاتر، این خطر تا ۶۲ درصد کاهش یافته بود.

پره اکلامپسی می تواند بر تمام اعضای بدن زن تاثیر گذارد. علت دقیق آن ناشناخته است اما برخی فاکتورهای پرخطر نظیر موارد زیر موجب بروز آن می شوند:

– سابقه قبلی پره اکلامپسی؛

– بیش از یک بار باردارشدن؛

– ابتلا طولانی مدت به فشارخون بالا؛

– ابتلا به بیمار های مزمن نظیر دیابت نوع ۱ یا ۲، بیماری های خودایمنی و مشکلات کلیوی.

محققان توصیه می کنند زنان در معرض ریسک بالای پره اکلامپسی، بین هفته های ۱۲ و ۲۸ بارداری شروع به مصرف آسپرین با دوز پایین کنند. هرچند تاکید می شود قبل از مصرف آسپرین حتما با پزشک مشورت شود.

[ad_2]

لینک منبع

هراز از ساعت 14 یک‌طرفه می شود

[ad_1]

خبرگزاری مهر: رییس پلیس راه شرق استان تهران با اشاره به ترافیک نیمه سنگین محورهای هراز و فیروزکوه، گفت: محور هراز از ساعت ۱۴ یک طرفه می شود.

سرهنگ سیاوش محبی، با بیان این که بار ترافیکی محورهای هراز و فیروزکوه نیمه سنگین است، اظهار داشت: ترافیک در محور امام رضا(ع) عادی و روان است.

وی گفت: در ۲۴ ساعت گذشته حادثه خاصی در محورهای مواصلاتی شرق استان تهران رخ نداده است.

رییس پلیس راه شرق استان تهران با بیان این که پیش‌بینی می‌شود طی ساعات آینده ترافیک محورهای هراز، فیروزکوه و امام رضا (ع) افزایش یابد، گفت: طبق برنامه ریزی های انجام شده، از ساعت ۱۴ امروز، جمعه، محور هراز از منطقه آب‌اسک به سمت رودهن به‌صورت یک‌طرفه در خواهد آمد.

وی با تاکید بر پرهیز از تعجیل و شتاب زدگی در هنگام رانندگی، اظهار کرد: رانندگان با سرعت مطمئن حرکت کرده و از سبقت غیر مجاز و حرکت های مارپیچ و خطرناک پرهیز کنند.

محبی اضافه کرد: پلیس در تمام نقاط محورهای مواصلاتی شرق استان تهران حضور پر رنگ داشته و با تخلفات رانندگی برخورد خواهد کرد.

وی درباره آخرین شرایط آب و هوایی محورهای مواصلاتی شرق استان تهران گفت: هم اکنون جو آرام و پایداری در جاده ها حاکم است.

بر اساس این گزارش، قسمت عمده سفرهای تعطیلات عید سعید فطر از اوایل این هفته آغاز شد و امروز به پایان می‌رسد.

[ad_2]

لینک منبع

پرونده داعش در «حلب» بسته شد

[ad_1]

خبرگزاری ایسنا: فعالان سوری اعلام کردند که نیروهای ارتش سوریه توانستند آخرین محل حضور داعش در استان حلب را تحت کنترل خود درآورند.

 

فعالان اعلام کردند که درگیری‌ها میان نیروهای سوری و داعش در محورهایی در مسیر الرصافه_ اثریا متمرکز بود که این مسیر شهر رقه را به استان حلب متصل می‌کند.

منابع گفتند که ارتش سوریه با پشتیبانی نیروهای هوایی به حمله خود به مسیر الرصافه – اثریا ادامه داد و توانست پیشروی استراتژیکی را رقم بزند.

منابع خاطرنشان کردند که ارتش سوریه پایگاه‌های جدیدی را در این منطقه تحت کنترل خود درآورد و این پیشروی نیروهای داعش را واداشت تا از طریق مسیر الرصافه- اثریا، از حومه جنوب شرقی حلب عقب نشینی کنند که این امر به حضور داعش در حلب به صورت کامل پایان داد.

از سوی دیگر، در استان دیرالزور ارتش سوریه حملات داعش به تعدادی از ایست‌های نظامی در محور جنوبی این شهر را دفع کرد.

ارتش سوریه اعلام کرد که تلفات و خسارت‌های سنگینی را به داعش در حومه شرقی دیرالزور وارد کرده است.

[ad_2]

لینک منبع

ساناز سعیدی: به خودم قول دادم «ناهید» را قضاوت نکنم

[ad_1]

خبرگزاری ایسنا: ساناز سعیدی، بازیگر سریال نفس که اولین حضور خود را در سریال تلویزیونی تجربه می‌کند، معتقد است: ناهید شخصیتی سطحی‌نگر است که در پروسه فراز و نشیب‌های «نفس» به زندگی عمیق‌تر می‌نگرد.

به نقل از روابط عمومی سریال «نفس»، ساناز سعیدی بازیگر جوان «نفس» که با این سریال رمضانی نخستین نقش اصلی خود را در تلویزیون تجربه کرده است، درباره سوابق کاری خود گفت: من پیش از «نفس» با چهار نمایش، روی صحنه رفته بودم.

همچنین سکانس‌های کوتاهی را در فیلم‌های کوتاه و سینمایی بازی کرده بودم و در قسمت اول سریال «پریا» نقش نازی را مقابل عمار تفتی را ایفا کردم که نامه مبنی بر مبتلا بودن او به ایدز را به خانه‌اش می‌اندازد. همزمان با بازی در کارهای مختلف، دوره بازیگری را نیز در آموزشگاه بازیگری آقای تارخ سپری و نقش‌های مختلفی کار کرده بودم. اما ناهید سریال «نفس» اولین نقش قدرتمند و تاثیرگذاری بود که مرا به چالش کشید.

 

به خودم قول دادم

وی افزود: این روزها مردم در کوچه و خیابان نسبت به من محبت و لطف دارند. طبیعتا این اتفاق، خوشحال کننده است، اما می‌دانم که مقطعی است، بنابراین خوشحال می‌شوم، اما می‌دانم باید تلاش کنم، آموزش ببینم و نقش‌های مختلفی را ایفا کنم. چرا که بیش از درگیر بودن در حال و هوای این روزها، ماندگار شدن در این حرفه برایم اهمیت دارد.

این بازیگر درباره نحوه پیوستنش به پروژه توضیح داد: زمانی که سریال برای جذب بازیگر فراخوان داده بود، در اواخر سال ۹۳ من کاراکتر اصلی نمایش «گمشده در یانکرز» از نیل سایمون یعنی نقش عمه ای ۴۰ ساله را که کودک صفت بود بازی می کردم. داورانی که نمایش را دیده بودند، اسم مرا در فهرست برگزیدگان داوری جشن بازیگر با عنوان «جوانان خوش آتیه می آیند» ثبت کرده بودند.

 

وقتی برای تست رفتم، فهمیدم تا آن موقع افراد زیادی برای نقش ناهید آمده بودند. به شکر خدا من به المان های ذهنی آقای سامان درباره این نقش نزدیکتر بودم و اینگونه شد که ایشان هم لطف کردند و این فرصت را در اختیارم گذاشتند.

فیلمنامه را که خواندم به بیش از ۱۰۰ سوال درباره ناهید جواب دادم

سعیدی تأکید کرد: آن زمان من در رشته تحصیلی خودم یعنی معماری در یک شرکت مشغول کار بودم. یکی دو هفته از تستم گذشته بود که مرا برای تست گریم و تست لباس خواستند. من در آموزشگاه به صورت نظری این را آموخته بودم که چطور یک کاراکتر را بسازم و به آن نزدیک شوم، به نحوی که با من فاصله نداشته باشد اما کار جالبی که آقای سامان انجام دادند این بود که بعد از قبولی من در تست گریم و تست لباس از من خواستند فیلمنامه را بخوانم و به بیش از ۱۰۰ سوال درباره کاراکتر پاسخ بدهم؛ سوالاتی کاربردی و جالب که باعث می شد دنیای ذهنی ناهید، رفتارها، شرایط زندگی، خانواده، سلایق، علایق، شغل، اهداف و… او را بشناسم. با جواب دادن به این سوالات و گپ و گفتی که با هم درباره شخصیت ناهید داشتیم، به دریافت درستی از فیلمنامه و شخصیت اصلی آن رسیدم.

 از کلاس نقاشی و دوره پرستاری تا حضور در آژانس های هواپیمایی در دوره پیش تولید

بازیگر نقش اصلی «نفس» ادامه داد: در چند ماهی که کار در مرحله پیش تولید بود من به کلاس نقاشی رفتم، آموزش رنگ روغن دیدم، دوره‌های پرستاری می‌دیدم و در بیمارستان‌ها حاضر می‌شدم تا به عواطف و احساسات ناهید نزدیک شوم و او را زندگی کنم.

 

حتی به آژانس‌های هواپیمایی می‌رفتم تا با محیط کار در آنجا آشنا شوم و تمام طول پیش تولید مشغول تمرین بودم. اغلب هم به دفتر می رفتم و با آقای سامان درباره شیوه اجرایی نقش بحث می کردیم. همواره نقطه نظرات و پیشنهاداتی داشتم که گاهی درست بود و گاهی کارگردان با آنها مخالف بود. اینگونه بود که با تمام وجود خودم را در اختیار فیلمنامه گذاشتم. آقای سامان هم زحمت زیادی برای هدایت من کشیدند و مرا به نقش نزدیک کردند.

 

به خودم قول دادم

وی تأکید کرد: زمانی بیشتر به این هدایت درست پی بردم که سریال را از تلویزیون دیدم. فکر می کنم هرآنچه لازمه این نقش است در بازی من وجود دارد. ناهید دختر یک مرد ارتشی است که در خانواده ای با مقررات خاص بزرگ شده و خلاهایی در زندگی دارد. مثلا خلا نداشتن مادر که در طول داستان اولین محرک او برای برخی انتخاب ها می شود.

 

همچنین او خواهر یا برادر ندارد و تنها و درونگرا است و تنها دغدغه اش رسیدن به داریوش ست، در سرش سودای خارج رفتن و شوهر پولدار و ماشین خوب داشتن است. در کل انسانی نپخته در معرض تغییر و رشد است و فراز و نشیب ها و اتفاقات فیلمنامه بنا است او را تغییر بدهد و انسان عمیق تری از او بسازد.

 یک اشتباه هم در فضاسازی و راکورد زمانی ندادیم

سعیدی تصریح کرد: آقای سامان برای من در طول کار هم کارگردان بودند هم پدر. وقتی سکانس های خاصی را بازی می کردم که به ویژه احساساتی می شدم، دیگر بحث کارگردانی مطرح نبود و ایشان برای من پدری می کردند. از طرف دیگر یکی از ویژگی های او که برای من خیلی محترم است، توجه شدیدش به ظرایف و جزییات است. آقای سامان اصلا آدم کلی نگری نیست.

 

ما در لوکیشن هایی کار می کردیم که خیابانهای سطح شهر تهران فعلی بود اما گروه برای اینکه به فضای پیش از انقلاب نزدیک شویم، دست به بازسازی کوچه ها و خیابان ها می زدند و فکر نمی کنم تا به حال در فضاسازی و راکورد زمانی یک اشتباه هم رخ داده باشد چرا که نگاهی به شدت دقیق و جزئی بر کار وجود داشت.

این بازیگر جوان با بیان اینکه جلوی دوربین جلیل سامان بودن لذت بخش است، یادآور شد: در طول کار خیالم راحت بود هر اتفاقی که می‌افتد خیلی درست است و منی که برای هر کار ساده ای، دچار وسواس هستم، در این سریال خودم را به کارگردان سپردم. چرا که او از هیچ چیزی به سادگی نمی گذشت. تمام دیالوگ ها فکر شده و بسیار پرمحتوا، پرمفهوم و چند پهلو بود و ورای متن فیلمنامه، دنیایی از احساسات، عواطف و کشمکش بین آدم‌ها و کشمکش با خودشان وجود دارد. سامان فردی است که دقیق و عمیق می بیند و آدم عمیقی است.

 به خودم قول دادم ناهید را قضاوت نکنم

وی درباره ارتباطی که با فضای سریال و مباحث مربوط به فعالیتهای مجاهدین خلق برقرار میکرده، توضیح داد: من متولد ۲۴ فروردین سال ۶۸ هستم و آن زمان را تجربه نکرده بودم، نبودم و ندیده بودم، بنابراین خیلی از اتفاقاتی که در فیلمنامه می افتاد و کارهای آدمها برایم عجیب بود.

 

روز اول به خودم قول دادم ناهید را قضاوت نکنم و فقط او را باور و درک کنم، آن هم در همه مراحلی که انتخابی می کند و تصمیمی می گیرد. این دختر معمولی در ابتدا هنوز آنقدر هوش اجتماعی پیدا نکرده که انسان ها را بشناسد. او دختری ساده و معصوم است و در تقابل خیر و شیر قرار نگرفته و این تجربیات است که او را پخته می کند، باعث می شود وجه دیگری از خودش بروز دهد و قوه تحلیل او رشد کند و شناختش دقیق تر شود.

 

به خودم قول دادم

سعیدی ادامه داد: او در اولین قسمت‌ها به درخواست های روزبه که در چارچوب ویژگی های اخلاقی او نیست تن می دهد و دست به انتخابهایی می‌زند. او همواره در طول داستان مردد است، وجه عاشقی خودش را می شناسد و دوستش دارد اما نمی داند کارهایش درست است یا نیست. ناهید خوددار و تودار است اما وقتی می خواهد عشقش را بروز دهد به پست مردی می خورد که از او می خواهد منطقی باشد و احساساتش را بروز ندهد. او هم برای آنکه سرنوشت همسر سابق روزبه را پیدا نکند و این مرد را برای خودش نگه دارد، می پذیرد. حتی خیلی ساده اشاره می کند من هم می توانم به گروه شما بیایم؟ در حالی که از آینده بی خبر است.

نقشی که مرا به چالش کشید

وی تصریح کرد: ناهید نقشی بود که مرا به چالش کشید و چه بسیار روزهایی که با کارگردان درباره او بحث می کردم. آقای سامان هم همواره با صبر و حوصله مرا همراهی و به من کتاب معرفی می کردند. با خواندن برخی زندگی نامه ها بود که متوجه شدم چنین اتفاقاتی کاملا حقیقت دارد. مطالعه کتابها مرا برای بازسازی عواطف و احساساتی که هرگز تجربه نکرده بودم کمک کرد.

سعیدی اضافه کرد: فکر می کنم هدف اصلی فیلمنامه نمایش مراحل رشد ناهید در پروسه انتخاب ها و تصمیماتش است؛ شخصیتی که زندگی پرفراز و نشیبی دارد و به مرور بُعدهای مختلفی از خودش را می شناسد و بخش های دیگری از وجودش هویدا می شود و البته که او برای شناخت نسبت به خودش بهایی هم پرداخت می کند.

این بازیگر درباره تلاشی که برای درک فضای آن زمان داشته نیز گفت: درباره مجاهدین و خصوصا زن هایی که در آن دوره انقلاب فعالیت داشتند مطالعه کردم تا بدانم دغدغه هایشان چه بوده، چه اهدافی دنبال می کرده اند و چه دردسرهایی داشتند. از جمله چند رمان خواندم که یکی از آنها «ساعت چهار آن روز» نوشته مهین محتاج بود.

 

این رمان به خصوص در سکانسی که ناهید توسط ساواک دستگیر می شود، خیلی به من کمک کرد. پیش از انقلاب همه گروهک ها از مجاهدین و فداییان گرفته تا حزب توده در یک راستا بودند اما زمانی که انقلاب شد هر کسی مسیر خودش را رفت، ایدئولوژی هایشان تغییر کرد و مثلا مجاهدین به به منافقین تبدیل شدند. از آنجایی که شخصیت روزبه در گروه مجاهدین است، نمی توانم توضیحات بیشتری بدهم چون قصه لو می رود.

وی در بخش های پایانی سخنانش با بیان اینکه کار کردن با جلیل سامان تجربه ای است که در خاطرات خوب و تکرار نشدنی او ثبت می شود، اظهار کرد: او منبع آرامش است و کار کردن با یک انسان عمیق و آرام بسیار لذت بخش است. همچنین دلم می خواهد از تک تک عوامل سریال تشکر کنم. افرادی که برای این سریال زحمت کشیدند و هر روزی که سر صحنه می رفتم شاهد لحظه به لحظه تلاش هایشان بودم.

این بازیگر در پایان گفت: در این پروژه این افتخار نصیب من شد در کنار بازیگرانی کار کنم که کمترین سابقه کاری شان ۲۰ سال بود. به هر حال لطفی است که خدا در حق من کرده است. می دانم اگر کاراکتر ناهیدی ساخته شده، فقط به واسطه ساناز سعیدی نبوده و حاصل تلاش یک گروه زحمتکش و حرفه ای بوده است.

[ad_2]

لینک منبع